بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

419

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

سيال شده باشد تعبها چهارم استعمال مخدرات و اين گاهى بايد كه در مواد حدتى و لذعى باشد پنجم مائل ساختن ماده بخلاف جهت امعا و اين با تعريق بود اگر ماده رقيق و قابل آن باشد و ما بقى بود اگر ماده عشر المقعد باشد و يا بادرار بود اگر ماده قابل آن باشد و يا به محجمه نهادن بر اعضاى بالائين و بر شكم اگر آن را مانعى نباشد و چون اين معنى واضح ببايد دانستن كه اغلب انواع اسهالها كه ذكر كرديم بحقيقت عرضىاند مر مرض سابق را كه از اسباب آن شمرده‌اند چون سدى و ورمى و زلقى و امثال آنها و ليكن چون اين عرض در اكثر اوقات و احوال آخرست از ان مرض بنابرين اين عرض را مرض حد كرده‌اند علاج جهت اين مقرر ساخته و تدابير آن امراض را جزو علاج اين داشته‌اند و علاج مشترك فرموده و بسيار افتد كه طبيعت را اسهال قوى باشد با وجود رفع سبب مرتفع نگردد و بعلاج ديگر علىحده محتاج ملاحظه و يا آنكه آن فعل واقع شود وحشتهاى آن موجب ميل و تحريك مواد بدان موضع گردد و در علاج ملاحظه و مراعات جمله احوال لازم بود و اصلاح اين مرض از روى كلى خصوصا بعد اصطلاح امراض سابقه بتقويت هضمها و قوت جاذبه و ماسكه بيشتر گردد و قانون تدابير خاصهء اين مرض آنست كه اكثر چيزهاى خشك كه درين مرض انسب است و اكثر چيزهاى خشك را كه درين مرض مىدهند از تخمها و دانها و مغزها و اغذيه مثل تخم خشخاش و برنج و مغز جوز و قروط مثلا جمله را به آتش بريان كرده يا بوى داده به وى دهند و شيره نيز ازين تخم بريان كرده گيرند و ميوه‌هاى را كه اينجا مىخورانند همه را در شيب خاكستر گرم پخته چنان كه روى آنها نسوزد اندكى دهند چون خربزه بهى و سيب و امرود و نار و اگر بعضى را در خمير گرفته بريان كنند بهتر باشد و آب و شيره و دوغ و اكثر مايعات خام را كه استعمال كنند همه را سنگ تاب كرده يا آهن تاب كرده دهند و از مضعفات احشا و معده بر حذر باشند و حركت عنيف و زور نكنند و چيزهاى كه نيز گرم‌كنندهء خلطها باشد ندهند مگر كه ضرورتى عظيم باعث آن شود و طريق علاج مطلق مرض آنست كه با اين رعايات مذكورهء رعايت امراض سابقه قويه نيز كنند و تدبير را مركب سازند امّا آنجا كه سبب حدوث اسهال هواى مضعف غير معتاد يا متعفن باشد تبديل آن بايد كردن و اگر ميسر نشود تعديل آن بدستورى كه در حمى دق و حمى وبائى و غيره گفته شده بايد كردن و ترياقات قابض يا مغلظات دادن و ماليدن و پيوسته در آب سرد نشاندن و بر سر او ريختن و با كتانهاى